عرفان شیعی

عرفان اسلامی در بستر تشیع

عرفان شیعی

عرفان اسلامی در بستر تشیع

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «هستى‌شناسى عقلانى» ثبت شده است

اما منظور از فلسفه، فلسفه اسلامى است، به دو دلیل: یکى به لحاظ بستر تاریخى، و دیگرى به لحاظ عنوان سه‌ضلعى‌اى که مطرح کردیم، و در آن، نوعى تعامل و همدلى برقرار است. اما هر نوع فلسفه‌اى لزوماً توحیدى نیست، چه رسد به اینکه بخواهد با عرفان سازگار باشد. برخى فلسفه‌ها، مانند پوزیتویسم، با عرفان و حتى اصل روح دین سازگار نیستند.

فلسفه اسلامى نیز در سیر خود، در حدى با دین تطابق دارد و در حدى با عرفان، که این امر موجب شده ما آن را با عرفان، قرآن، روایات و دین همسو بدانیم. از این جهت، شعبه‌هاى اصلى آنچه به منزله فلسفه اسلامى مى‌شناسیم، حکمت مشاء، حکمت اشراق و حکمت متعالیه است. ما این فلسفه را به صورت سیرى در بسترى خاص مى‌یابیم. در واقع این گونه نیست که فلسفه ملاصدرا یک‌باره پدید آمده باشد. سنت فلسفى که وجود داشته، آهسته آهسته با عرفان و شریعت بیشتر تلفیق شده است. از این روى، مراد از فلسفه در این ادعاى سه‌ضلعى، فلسفه اسلامى به صورت یک روند و سیر فکریِ شکل گرفته در سه فلسفه مشاء، اشراق و حکمت متعالیه است.

بنابراین فلسفه اسلامى ـ یعنى فلسفه‌اى که اکنون وجود دارد و حاصل تلاش بزرگان ماست،کوشیده تا خود را در دو جهت، با دین و شهود تطبیق دهد و مى‌بینیم که فلسفه اسلامى با عقل خاصى همراه شده و عقل دوره اسلامى، عقلى است که با حفظ اصالت عقلانى‌اش نسبت به شریعت و عرفان گشودگى دارد. اگر کسى این امر را به درستى تبیین کند، زمینه‌هاى این مجموعه سه‌ضلعى پدیدار مى‌شود. پس مراد از فلسفه اسلامى، فلسفه اولى و مابعدالطبیعه است که هستى‌شناسى است، اما هستى‌شناسى عقلانی.

هستى‌شناسى عقلانى در دوره اسلامى، اگر نگوییم از زمان فارابى،  از زمان بوعلى سینا شکل گرفته و به ویژه در حکمت متعالیه به بار نشسته است. از این روى، در حکمت متعالیه آسان‌تر مى‌توان این ادعا را مطرح کرد که قرآن، عرفان و برهان از هم جدایى ندارند. پختگى و غناى فلسفى حکمت متعالیه موجب شده است صدرالمتألهین به سادگى براى طرح این ادعا بسترسازى کرده، آن را به گونه‌اى حیرت‌انگیز تثبیت کند. پیش از او، این توان به گونه‌اى همه‌جانبه نبود. بعضى از مبانى و بسترهاى لازم، با اینکه همین اندیشه و ادعا پیش از وى وجود داشت ولى به فعلیت نرسیده بود، در ملاصدرا به فعلیت رسید. بنابراین فلسفه اسلامى ـ به منزله ضلع دوم، سیرى است که آخرین مرحله آن، حکمت متعالیه است.

منابع :

  • یزدان پناه، یدالله - دوفصلنامه معارف عقلی- مرکز پژوهشی دائرة ‌المعارف علوم عقلی اسلامی – پیش شماره سوم (عرفان اسلامی)