عرفان شیعی

عرفان اسلامی در بستر تشیع

عرفان شیعی

عرفان اسلامی در بستر تشیع

اصطلاحات عرفا در لابه‌لای کتاب‌هایشان پراکنده است و مع‌الاسف تا کنون کتابی که جامع جمیع اصطلاحات آنان با معانی ذکر شده برای آنها باشد نوشته نشده است. شاید بتوان گفت کتب اصطلاحات- چه عمومی که اصطلاحات علوم است و چه خصوصی که ویژة عرفان است- مجموعا نیمی از اصطلاحات عرفانی را بیشتر دارا نیستند و باید کتابی در زمینه اصطلاحات عرفانی با اتکاء بر کتب عرفا عموما- و نه فقط کتب اصطلاحات- به دست شخصی وارد در این فن نوشته شود. این قلم- با بضاعت مزجاتی که دارد- در این راستا گام‌هایی را برداشته است. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید. شاید بتوان گفت غفلت از ضرورت فراگیری اصطلاحات عرفانی به صورت مستقل باعث گشته است که- مع‌الاسف- نه خود عرفا و نه دیگران کاری در خور این مهم انجام نداده‌اند.

از باب نمونه، بهترین کتاب دربارة اصطلاحات عرفان نظری کتاب «اصطلاحات الصّوفیه» ملا عبدالرزاق کاشانی به شمار می‌رفته است. این کتاب از نقائص بسیاری برخوردار است که مهم‌ترینش عدم اشتمال بر تمامی اصطلاحات عرفاست.

شاهد دیگر بر این غفلت، نپرداختن معلمین عرفان- در سیر تعلیم عرفان- به آموزش اصطلاحات است و این غفلت زیان‌های جبران ناپذیری در پی دارد که بر اهل اطلاع پوشیده نیست(به عنوان مثال رجوع شود به تحریر القواعد، ص 208، که تعبیر «المسأله الغامضه» که یک اصطلاح عرفانی است به صورت ذوقی تفسیر شده است).

به نظر می‌رسد کتابی دربارة اصطلاحات عرفانی مطلوب است که ویژگی‌هایی را دارا باشد. (این ویژگی‌ها عبارتند از:

1 - جامع همة اصطلاحات عرفانی باشد.

مقصود ما از اصطلاحات معنای عامّی است که شامل «کلاصطلاح» نیز می‌شود توضیح مطلب اینکه برخی تعبیرات اصطلاحا «اصطلاح» نامیده نمی‌شود اما ملاکا اصطلاح‌اند. برخی از این تعابیر در اصطلاحات الصوفیه کاشانی آمده، اما همه استقصاء نشده است. مانند: «کون الفطور غیر مشتت للشمل: معناه ان تکّثر الواحد الحقّ بتمیز التعینات لا یوجب تفرّق الجمعیة الالهیة الأحدیة الذاتیة. (ص۷۰)

الزمان المضاف الی الحضرة العندیه: هو الآن الدائم. (ص۵۵).

در فارسی هم تعبیراتی همچون: جهت ضیق، جهت سعه، جهان رنگ‌آمیزی از این قبیل‌اند. (فرهنگ اصطلاحات عرفانی دکتر سجادی، ص۱۶۱)

به دیگر سخن، برخی تعبیرات حالت وصفی دارد و نه اصطلاحی و علمی، ولی چون ملاکاً اصطلاح است باید در کتاب جامع ذکر شود. البته مقصود از اصطلاح شامل اصطلاحات شخص خاصّ یا مکتب خاصّ عرفانی نیز هست و شاید ذکر مترادف هر اصطلاح و یا دست کم اصطلاحات مهم و پرکاربرد در برخی زبان‌های دیگر همانند فارسی و عربی لازم باشد. مثلاً در برابر خمر نوشته شود (می) و برعکس

2 - ترکیبات اصطلاحات را بیان کند.

برخی اصطلاحات، دارای ترکیباتی هستند، مثلاً اصطلاح فنا ترکیباتی همچون الفناء التام، النفاء عن الفناء، الفناء عن الفنائین دارد، و یا زلف ترکیباتی همچون زلف دراز، پیچ زلف، بی‌قراری و آشفتگی زلف دارد. در کتاب جامع، باید همه ترکیبات یک اصطلاح گرچه ترکیب نادر باشد بیان شود.

3 - معنا یا معانی را با تتبع موارد استعمال (همراه نشانی از متون اصلی) به دست دهد.

شیوة استقراء، در تحصیل معانی اصطلاحات بسیار کارساز است و چه بسا یک اصطلاح در مواضع گوناگون به خاطر خصوصیت موضع، معانی مختلفی (با تفاوت‌های جزئی از معنای اصلی) بیابد. امروزه اصطلاحاً این معانی را وجوه معنایی یک واژه می‌نامند. کتاب مطلوب در اصطلاحات عرفانی کتابی است که معنا یا معانی یک اصطلاح را با تتبع موارد استعمال در کتب عرفا به دست دهد و به آن چه در کتب اصطلاحات ذکر شده اکتفا نکند، زیرا چه بسا خود عرفا در مقام بحث دقیقاً آن معنای مذکور در کتب اصطلاحات را مدّ نظر نمی‌دارند و به تعبیر شیخ انصاری در نظیر این مقام «و کانّ الفقهاء حیث و صلوا الی الفقه نسووا الاصول» به دیگر سخن: ذکر وجوه معنایی اصطلاح، همراه با موارد استعمال ضروری به نظر می‌رسد.

4 - نوع هر اصطلاح را بیان کند.

اصطلاحات عرفانی به اقسام گوناگونی تقسیم می‌شوند (شاید بیش از ۲۰ تقسیم دارند) و بر اساس این تقسیمات، انواع مختلفی می‌یابند که کتاب جامع باید نوع هر اصطلاح را بیان کند. دانستن نوع اصطلاح در فهم آن بسیار مؤثر است. مثلاً: خواننده باید بداند این اصطلاح مربوط به عرفان نظری است یا عرفان عملی یا هر دو. خواننده باید بداند این اصطلاح عام است یا مربوط به مکتبی خاص یا شخصی بخصوص. خواننده باید بداند این اصطلاح مربوط به اصطلاح دیگریست یا نه. خواننده باید بداند این اصطلاح در معنایش اتفاق است یا اختلاف و ...

اینجا دو نکته قابل تذکر است:

الف: برای انواع یک اصطلاح می‌توان- بلکه باید- علائمی وضع کرد که از حجم کتاب کاسته شود.

ب: تعیین نوع هر اصطلاح، زمینه ساز ایجاد فهارس فنّی گوناگون برای اصطلاحات کتاب جامع است به گونه‌ای که انسان انواع اصطلاحات همانند را در فهرست‌های گوناگون در دسترس داشته باشد.

5 - از بیان سیر تطوّر اصطلاح خالی نباشد.

گرچه قدما، به ضرورت پی‌گیری تاریخ علم و تاریخ مسائل یک علم کمتر پی برده بودند، اما امروزه بر اهل هر فن این ضرورت روشن است. لذا کتاب جامع حتی‌الامکان نباید از سیر تطوّر یک اصطلاح خالی باشد و در این راستا باید واضع اول را شناسایی کند و تأثیر و تأثرات اصطلاحات عرفانی را با سایر اصطلاحات علوم ردیابی کرده تبیین نماید، چنانکه قبل از همة اینها باید مناشیء اصطلاح را که گاه آیه یا روایتی است به دست آورد.

6 - از نقد و تحلیل سنجیده خالی نباشد.

بزرگان گفته‌اند و چه خوش درّ سخن سفته‌اند که «حیاة العلم بنت البحث» «زنده بودن دانش به بحث و نقد است.» بر این اساس کتاب جامع اصطلاحات نباید از تحلیل خالی باشد. مثلا: گاه اصطلاح منشأ نقلی داشته و از روایات گرفته شده است. حال اگر دیدیم اصل نقل موضوع و مجعول بود نمی‌توانیم مطلب الهام گرفته شده از آن را تأیید کنیم، نمونة این در واژه «عماء» و قَدم مشهود است. (ر.ک: اصطلاحات کاشانی، ص۱۴۳ و پاورقی ص۱۳۲)

7 - از نظر چاپ و ویراستاری کامل باشد.

یک کتاب ایده‌آل در عصر کنونی باید از نظر ظاهری- علاوه بر محتوا که در هر عصری شرط ارزش کتاب است- بی‌عیب باشد. بنابراین باید:

الف: تمامی فهارس لازم را دارا باشد و به ویژه فهرست موضوعی متقن و دقیق.

ب: از کیفیت چاپ بالایی برخوردار باشد، زیرا کتاب ارزشمندی همانند اصطلاحات عرفانی برای اهل فنّ کتابی مورد مراجعه دائم است و با دارا نبودن محسّنات فوق، کار با آن مشکل و یا عمر استفاده از کتاب کوتاه خواهد بود.

ج: کارهایی نیز باید پس از تألیف کتاب جامع اصطلاحات عرفانی بر پایة آن انجام گیرد:

ترجمه به زبان‌های دنیا به منظور آشنایی جهانیان با عرفان اسلامی.

تلخیص به معنای کاستن از نکات تخصصی و نه حذف برخی اصطلاحات.

نگارش سه کتاب درسی برای سه مقطع ابتدایی، متوسطه، نهایی بر اساس آن. 

تهیه برنامه نرم افزاری برای کتاب به منظور دستیابی سریع‌تر و دقیق‌تر و گسترده‌تر به محتویات آن.)



منابع : 

  • سیر و سلوک (طرحی نو در عرفان عملی شیعی)، آیت‌الله علی رضائی تهرانی، صص  733 تا 734