عرفان شیعی

عرفان اسلامی در بستر تشیع

عرفان شیعی

عرفان اسلامی در بستر تشیع

انوار الحقیقة و اطوار الطریقة و اسرار الشریعة، به زبان عربى، اثر سید‌ حیدر آملى، در باب عرفانى نظرى و عرفان عملى است.

 


ساختار

کتاب، در قالب یک مقدمه، سه وجه، دو اصل و دو قاعده تنظیم شده است.

 

گزارش محتوا

سید‌ حیدر، در این اثر کوشیده اختلاف ظاهرى که بین راه‌هاى معرفت و کشف واقع؛ یعنى شریعت، طریقت و حقیقت وجود دارد، به گونه‌اى، توجیه و تحلیل کند. وى، معتقد است که این سه مفهوم، داراى یک مصداق هستند و با تعریف دین و انطباق آنها بر سه مفهوم نبوّت، رسالت و ولایت نتیجه گرفته که مردم هم منحصر در سه صنف عوام، خواص، خاص الخاص هستند که به همان سه مقام برمى‌گردد؛ بنابراین، از نظر وى فقه و کلام و عرفان اختلاف ذاتى با هم ندارند، بلکه مکمّل یک‌دیگرند.

 

مؤلف هم‌چنین با بیان اصول کلى انبیاء و رسولان، به مطالعه‌ى اصول پنج‌گانه‌ى توحید، عدل، نبوّت، امامت و معاد در سه مرتبه شریعت، طریقت و حقیقت پرداخته و خصوصیت هر کدام را بیان داشته است.

 

وجه اول، در تعریف شریعت و طریقت و حقیقت و بیان اتحاد و وحدت آنهاست. وجه دوم، در بیان برتر بودن اهل حقیقت بر اهل طریقت و شریعت و بالاخره وجه سوم، در بیان احتیاج عقل به شرع و هم‌چنین افتقار شرع به عقل است.

 

در اصل اول، از ضوابط کلى مقرر بین انبیاء و رسل و اولیاء و ائمه، از آدم(ع) تا خاتم(ص) و از او تا مهدى(ع)، مبنى بر رساندن هر انسانى به کمالى که به حسب استعداد و قابلیت براى وى معین شده و بیرون آوردن او از درکه نقصان و جهل به اندازه تلاش و توان وى، سخن به میان آمده است.

 

در اصل دوم، از اینکه سیر و سلوک و طلب کمال، تنها ویژه انسان نیست، بلکه همه موجودات و مخلوقات علوى و سفلى در حال سیر و سلوک و طلب کمالند، بحث شده است.

 

در قاعده اول، به بحث از اصول خمسه (توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد) در مراتب سه‌گانه شریعت، طریقت و حقیقت پرداخته شده است.

 

در قاعده دوم، از فروع پنج‌گانه نماز و روزه و زکات و حج و جهاد در مراتب سه‌گانه شریعت و طریقت و حقیقت و علت تقدیم هر کدام بر دیگرى و... سخن به میان آمده است.

 

پاره‌اى از مباحث مهم کتاب

 

به نظر مؤلف، شریعت و طریقت و حقیقت نام‌هاى مترادفى هستند که به اعتبارات گوناگون بر یک حقیقت صدق مى‌کنند. شریعت، اسمى است که براى راه‌هاى الهى وضع شده و دربردارنده اصول و فروع و مباح و واجب و مستحب است.

 

طریقت، تمسک به احتیاط‌آمیزترین، نیکوترین و محکم‌ترین راه‌هاى الهى است و حقیقت، اثبات وجود چیزى است از روى کشف و عیان یا حالت و وجدان.

 

مؤلف، اقسام بسیارى از عبادات را بر هر سه وجه بیان کرده است؛ مثلاً درباره وضو توضیح مى‌دهد که وضوى اهل شریعت نزد عام و خاص مشهور و افعال آن بر سونه واجب، مندوب و ادب است. واجب، خود، بر دو گونه است: افعال و کیفیات. افعال واجب، پنج چیز است: نیّت، شستن صورت، شستن دو دست، مسح سر و مسح روى پا و...

 

وضوى اهل طریقت عبارت است از پاک‌سازى نفس از رذایل اخلاقى و پاکیزه کردن عقل از افکار پلید و پیراستگى سرّ از نظر به اغیار و طهارت اعضا از کارهایى که نه مطابق عقل است و نه موافق شرع و...

 

وضوى اهل حقیقت عبارت است از طهارت سرّ از مشاهده غیر. نیّت وضوى اهل حقیقت، این است که سالک قصد مى‌کند در سرّش غیر از او را مشاهده ننماید و شستن دستان، به معناى عدم توجه به دارایى‌هاى دنیایى (مال و مقام) و دارایى‌هاى آخرت(زهد، طاعت، حسنات و نعمت‌هاى بهشتى) و مسح سر، عبارت از پاک کردن باطن از خودبینى و تعیّن وجودى است و مسح پا، منزه کردن قواى علمى و عملى از حرکت در غیر مسیر الهى و فناى اوست.

 

پیامبران، شریعت را در درجه اول به مردم مى‌آموزند و آنها را به توحید الهى و بندگى خداوندِ یکتا فرامى‌خوانند، امّا اولیاى خدا آموزش‌هاى پیامبران را به‌طور کامل فراگرفته و مردم را به تعمیق شریعت و طى طریقت و رسیدن به حقیقت فرامى‌خوانند که همان توحید وجودى است؛ بنابراین، هر پیامبرى باید نقبا و اولیایى داشته باشد که پس از او به تربیت امتش همّت گمارده و حقیقت شریعت او را به مردم زمان پس از خود بنمایند.

 

مؤلف، معتقد است که هر پیامبرى، دوازه نقیب و ولىّ داشته که پس از او در میان امّت مى‌کوشیده‌اند و توحید وجودى را ترویج مى‌کرده‌اند و پیامبر اسلام نیز دوازده نقیب دارد و چون او خاتم الانبیاست، دوازدهمین ولىّ پس از او نیز خاتم اولیاست و بى‌تردید او زنده و در میان ماست؛ به هر حال، سلوک انسان در گرو عمل به شریعت، پیمودن طریقت و یافتن حقیقت است و این همه، با عبودیّت، امکان‌پذیر است.

 

توحید حقیقى در مشرب عرفان: مؤلف، توحیدى را که اهل عرفان دریافته‌اند، برترین مراتب توحید مى‌داند. وى، تصریح مى‌کند که توحید حقیقى، برتر و بزرگ‌تر از آن است که با عبارت بیان شود یا با اشاره و تعریف نشان داده شود، پس عبارت و اشارت، حجاب و نقاب آن است، زیرا فهم و فکر به ژرفاى آن نمى‌رسد.

 

مؤلف، در اصل اول کتاب، توحید را مشتمل بر دو قسم توحید انبیاء و توحید اولیاء مى‌داند و اولى را توحید الوهى و دومى را توحید وجودى مى‌خواند. توحید انبیاء را آن توحید الهى ظاهرى و فراگیرى که همان دعوت خلق به عبادت خداوند و رهایى از بندگى خدایان مقیّد یا دعوت عمومى به اثبات خداى یکتا و نفى خدایان بسیار است، معرفى مى‌کند و توحید اولیاء را توحید وجودىِ باطنىِ خاص که همان دعوت به مشاهده وجود مطلق از مشاهده موجودات مقید یا دعوت به اثبات وجود یگانه حق واجب بالذات و نفى وجود وجودات بسیار ممکن بالذات است، قلمداد مى‌نماید.

 

وضعیت کتاب

کتاب، با تحقیق و تعلیق و مقدمه آقاى سید‌ محسن موسوى تبریزى، توسط انتشارات اسوه به زیور طبع آراسته شده است. ایشان، در مقدمه مفصلى که نوشته‌اند، مباحث زیر را مورد بحث و بررسى قرار داده‌اند: جمع بین شریعت و طریقت و حقیقت، مراتب فناء و معرفت، علم شریعت و علم حقیقت و علم باطن، ملکوت عالم، انسان کامل صاحب مقام ولایت مطلقه، مراتب ایمان و اسلام، طبقات عابدین و مراتب عبادت، هدایت و مراتب ثلاثه آن، کشف و شهود و اقسام آن.

 

فهرست آیات، احادیث، آثار، امثال، اشعار عربى، اشعار فارسی، اعلام معصومین، اعلام(اسماء و القاب)، قبایل و فرق و طوایف، اماکن، کتب و مصادر، اصطلاحات فنى و محتویات کتاب، همگى در پایان کتاب ذکر شده است.


منابع :

  • ویکی نور