الفقرة السابعة :
عامة الحکم
صدر الدین قونیوى در فکوک، «فص هارونى، مطبوع در حاشیه منازل السائرین، ص 288» گفته است:
«ان الامامة تنقسم من وجه الى امامة لا واسطة بینها و بین الحضرة الالهیة؛ و الى امامة ثابتة الواسطة، و قد تکون مطلقة عامة الحکم فی الوجود، و قد تکون مقیدة، فالتعبیر عن الامامة عن الواسطة، کقوله تعالى للخلیل: «إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً» و التى بالواسطه، مثل استخلاف هارون على قومه. و الخالیة عن الواسطة مثل خلافة المهدى علیه السلام، فان رسول اللّه لم یضف خلافته الیه «اى نفسه الشریف»؛ بل سمّاه خلیفة اللّه و قال: «اذا رأیتم الرایات السود من ارض خراسان فأتوها، و لو جثوا فان فیها خلیفة اللّه مهدیین، یملأ الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا، فاخبر النبى، صلى اللّه علیه و آله بعموم خلافته و امامته و حکمه بانه خلیفة اللّه بدون واسطة».
بنا بر آنچه ذکر شد، حضرت مهدى، خاتم ولایت مطلقه الهیه است. بیان آنکه خاتم ولایت مطلقه محمدیه، مهدى موعود در آخر زمان است، بحسب روایات منقول از طرق عامه و خاصه است. حضرت رسول، امت خود را در مقام فهم معارف الهیه باهل عصمت یعنى عترت خود ارجاع داده است: «انى تارک فیکم الثقلین، کتاب اللّه و عترتى» اهل بیت، قرین قرآن کریمند بر طبق روایات؛ همانطورىکه قرآن تا قیامت باقى است، یکى از افراد اهل بیت بر سبیل تجدد امثال در هر عصرى مبین قرآن مىباشد، چه به او رجوع شود یا نشود. در اکثر روایات عترت این عبارت: «لن یفترقا حتى یردا على الحوض» موجود است.
قرآن کریم که صورت علم حق است و بعد از تنزلات کثیرهاى بصورت الفاظ و کتابت آمده است، با جمیع مراتب وجودى خویش و بطون کثیرة وجودى با عترت متحد است. وجود امام و ولىّ، منشأ بقاء عالم و صلاح نظام وجود است و اهل ارض بواسطه وجود نبى و امام، از عذاب دنیوى مصونند. «وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ»، صریح قرآن است که بواسطه وجود حضرت رسالت پناه، خداوند اهل زمین را عذاب نمىکند.
اهل بیت عصمت، نیز موجب مصونیت خلایق از عذاب الهى مىباشند. لذا روایات از طرق عامه و خاصه وارد شده است: «اهل بیتى امان لاهل الارض».
همانطورىکه تمسک بکتاب، موجب هدایت است، تمسک باهل بیت طهارت هم موجب مصونیت از ضلالت است. لذا عامه و خاصه نقل کردهاند: «مثل اهل بیتى کسفینة نوح و من تمسک بها نجا و من تخلف عنها هلک».
از روایات داله بر لزوم تمسک بقرآن و اهل بیت، معلوم مىشود که تمسک بهر دو «کتاب اللّه و عترت» لازم و واجب است. پس آنکه گفت: «حسبنا کتاب اللّه» یا از خدعه چنین کلامى را ادا کرد و یا در جهل و حیرت بسر مىبرد.
پس در هر زمان، یکى از افراد عترت قدیسین على سبیل تجدد الامثال باقى است و حق تعالى وعده حفظ کتاب آسمانى خویش را داده است، مدت بقاء قرآن مدّت بقاء زمان و عترت نیز از قرآن جدا نمىشود. «لن یفترقا حتى یردا على الحوض یوم القیامة».
بر طبق روایات وارده از طرق عامه و خاصه «کما ذکرناه» مراد از عترت، ائمه اثنا عشر است. از حضرت امیر منقول است که از حضرت رسول سؤال شد:
«من العترة؟ فقال علیه السلام: انا و الحسن و الحسین و التسعة من ولد الحسین تاسعهم مهدیهم و قائمهم، لا یفارقون کتاب اللّه و لا یفارقهم» این معنى مسلم است که در آخر زمان ولیى محیط بر حقایق و ملکوت عالم از اولیاء بنام «مهدى» از ذریه رسول الله، از ولد حسین، ظهور مىنماید و در سراسر عالم عدالت را برقرار مىنماید. این عبارت: «یملأ الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا»، بطور مسلم از حضرت رسول نقل شده است.
لذا جمع کثیرى از علماى عامه بر طبق روایات وارده در کتب معتبره، قائل بوجود مهدى موعود در آخر زمان و ظهور او از براى اظهار عدالت و قلع و قمع ریشههاى فساد شدهاند. عرفاى اسلامى چون وجود ولى را در هر عصرى از اعصار لازم و واجب مىدانند، خاتم ولایت محمدیه «ص» را مهدى موعود در آخر زمان مىدانند. حقیقت قرآن، علم نازل حق بصورت این الفاظ و عبارات است. بقاء این علم، با جمیع درجات وجودى آن وابسته ببقاء نفوس کامله است. حضرت رسول عالمان به قرآن را، عترت طاهره علیهم السلام، معرفى نموده است. ما بیان کردیم که عترت و قرآن در جمیع مراتب وجودى متحد و در عالم زمان و مکان تقارن دارند. در هر زمانى یکى از افراد عترت «على سبیل تجدد الامثال»، که حافظ حقیقت قرآن باشد موجود است. اول مقارن با کتاب و عالم بقرآن از عترت اطهار، حضرت مولى الموالى «ع» است، که نزدیکترین شخص بحضرت رسول «ص» است، و آخرین فرد عالم بقرآن، مهدى موعود در آخر زمان است.
مراد از ولىّ و صاحب مقام ولایت کلیه، کسى است که وارث علم رسول اللّه و مقارن با قرآن و عالم بمعارفى که رسول اللّه از حق اخذ نموده است باشد. پس عالم به بطون و حقایق قرآن، و عالم بمعارفى که رسول اللّه از حق اخذ و به امت اسلامى ارائه داده و آنها را رهنمائى نموده است منشأ نشر علوم و معارف اسلامى است «و لا نعنى بالوصایة و الامامة إلّا هذا».
روایاتى که از طرق عامه در تعیین عدد خلفاء رسول اللّه نقل کردیم، منطبق به ائمه اثنا عشر شد. بر طبق روایات دیگر، باید همیشه یکى از افراد عترت در قید حیات باشد که: «لن یفترقا حتى یردا علیّ الحوض» صادق آید. قول کسانى که قائل بموت حضرت حجت شدهاند، با آیات و روایات مخالف است. و همچنین کسانى که قائل بعدم ولد از براى امام حسن عسکرى هستند؛ و یا قائلند که حضرت مهدى بعد از غیبت صغرى رحلت کرده است؛ و یا در مدّت بقاء و ادامه حیات او در قرون متمادى، استبعاد کردهاند؛ قول آنها مخالف با متواترات وارده از حضرت رسول و قرآن مجید است. چون روایات عترت، لزوم بقاء یکى از افراد عترت را مىرساند. انحصار خلفاء الله به دوازده نفر، از مسلمات عند الفریقین است، کما لا یخفى.
شرح مقدمه فصوص الحکم داود القیصری - سید جلال الدین آشتیانی - ص908-911