بعضی حجاب را دو تا دانستهاند. این گروه تعبیرات گوناگونی از این دو حجاب دارند، همانند:
1 - دنیا و آخرت
2 - ظاهر و باطن
3 - شریعت و طریقت
4 - عالم شهود و عالم غیب
5 - عالم خلق و عالم امر
6 - عالم اخلاص و خلوص
نقد و تحلیل
اولا: سیر سالک چنانکه گذشت، در مراتب فیض اطلاقی حق است و این مراتب، متعدد و متنوع است. این مراتب را میتوان در تقسیماتی ثنائی به اقسام کلی تقسیم کرد، همانند ظاهر و باطن، غیب و شهادت و ... ولی با این تقسیم، به اجمالگویی در مقام تعداد و شمارش، که مقام تفصیل است، مبتلا میشویم و اجمال در این مقام مناسب نیست، زیرا اهداف یاد شده در آغازِ بحث را تامین نمیسازد. این نقد جز در مورد تقسیم به شریعت و طریقت در دیگر نمونههای بالا جاری است. برای نمونه، اگر کسی میخواهد از تهران به غرب کشور سفر کند و از شما راهنمایی بطلبد و شما به او بگویید: بخشی از راه را در مناطق گرمسیر و بخشی را در مناطق سردسیر خواهد بود، عملاً از راهنمایی کامل سر باز زدهاید و از فوائد بسیار، به اندکی قناعت کردهاید.
ثانیاً: باطن شریعت که طریقت است، مراحلی دارد که به مقصد یعنی «حقیقت» منتهی میشود. علاوه بر اینکه حجاب برشمردن شریعت شبهۀ غلط استغنای از اعمال عبادی پس از وصول را تداعی میکند و از اینرو باید از این تعبیر به شدّت پرهیز کرد.
ثالثاً: در ارتباط با حجاب بودن دو عالم اخلاص و خلوص باید گفت: مراد از خلوص اگر خلوص در عمل است، همان اخلاص است و اگر خلوص در ذات است که مقصد است و از منازل راه نیست. گذشته از اینکه اخلاص خود مراتبی دارد که باید بیان شود.
منابع :
- سیر و سلوک (طرحی نو در عرفان عملی شیعی)، آیتالله علی رضائی تهرانی، صص 414 تا 415